فریدون مشیری شاعر بلندآوازه است که در ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ خورشیدی دیده به جهان گشود. ایشان یکی از شاعران سرشناس ایرانی و خالق اشعاری عاشقانه، لطیف و بااحساس است که در جایگاه ویژهای در قلب مخاطبان فارسی زبان دارد. در این پست از مجله اینترنتی کمپ آرامش «شعر مگس فریدون مشیری: پشه ای در استکان آمد فرود» را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی میکنیم. لطفاً با ما همراه باشید.
متن کامل شعر مگس فریدون مشیری
پشه ای در استکان آمد فرود
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود
کودکی از شیطنت بازی کنان
بست با دستش دهان استکان!
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد
جست تا از دام کودک وا رهد
خشک لب، میگشت، حیران، راه جو
زیر و بالا، بسته هر سو راه او
روزنی می جست در دیوار و در
تا به آزادی رسد بار دگر
هر چه بر جست تکاپو می فزود
راه بیرون رفتن از چاهش نبود
آنقدر کوبید بر دیوار سر
تا فرو افتاد خونین بال و پر
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ
لیک آزادی گرامی تر، عزیز
(شعر مگس فریدون مشیری)
دیگر اشعار فریدون مشیری
- من اینجا ریشه در خاکم – شعر ریشه در خاک از فریدون مشیری
- ناتوان گذشته ام ز کوچه ها – شعر جدایی فریدون مشیری
- هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا – اشکی در گذرگاه تاریخ
- تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت – شعر کوچه از فریدون مشیری
سخن پایانی درباره شعر پشه ای در استکان آمد فرود
در این نوشتار «شعر مگس فریدون مشیری: پشه ای در استکان آمد فرود» به شما عزیزان تقدیم شد و امیدواریم از خواندن این شعر زیبا نهایت لذت را برده باشید. پذیرای نظرات شما خوانندگان گرامی در قسمت دیدگاههای انتهای این نوشتار خواهیم بود.
برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، بر روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاهها هستیم. همچنین فراموش نکنید که دادن ۵ ستاره میتواند انگیزهبخش ما برای ادامه دادن این راه باشد ؛)