فریدون مشیری یکی از شاعران سرشناس ایرانی و خالق اشعاری عاشقانه، لطیف و بااحساس است که در جایگاه ویژهای در قلب مخاطبان فارسی زبان دارد. شعر «من اینجا ریشه در خاکم» یکی از اشعار به یادماندنی فریدون مشیری است که داستان جالبی دارد. سالها پیش که یکی از دوستان استاد مشیری قصد مهاجرت به آمریکا را داشتند و به ایشان نیز پیشنهاد دادند که همراه با او از ایران برود. استاد مشیری از دوستش یک شب فرصت خواستند تا راجع به این مسئله فکر کنند. «شعر ریشه در خاک» جواب استاد فریدون مشیری به دوستشان است.
در این نوشتار از مجله اینترنتی کمپ آرامش متن کامل شعر «من اینجا ریشه در خاکم» یا همان «شعر ریشه در خاک از فریدون مشیری» را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی میکنیم.
متن کامل شعر ریشه در خاک از فریدون مشیری
تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من تورا بدرود خواهد گفت؛
نگاهت تلخ و افسرده است
دلت را خار خارِ نا امیدی سخت آزرده است
غم این نابهسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است
تو با خون و عرق، این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی
تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیانکَن در افتادی
تو را کوچیدن از این خاک، دل بر کندن از جان است
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است
تو را این ابر ظلمتگسترِ بیرحمِ بیباران
تو را این خشکسالیهای پیدرپی
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران
تو را تزویر غمخواران ز پا افکند!
تو را هنگامهی شوم شغالان
بانگ بیتعطیل زاغان
در ستوه آورد!
تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سوی گندمزار
طلوعِ با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است
تو با آن گونههای سوخته از آفتاب دشت
تو با آن چهرهی افروخته از آتش غیرت
که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است
تو با چشمان غمباری
که روزی چشمهی جوشان شادی بود
و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست
خواهی رفت!
و اشک من تورا بدرورد خواهد گفت!!!
من اینجا ریشه در خاکم ❤️
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست میمانم
من از اینجا چه میخواهم؟ نمیدانم!
امید روشنائی گر چه در این تیرگیها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه میرانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر میافشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح میخوانم
و میدانم
تو روزی باز خواهی گشت.
(من اینجا ریشه در خاکم؛ شعر ریشه در خاک از فریدون مشیری)
دیگر اشعار فریدون مشیری:
- تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت – شعر کوچه از فریدون مشیری
- شعر فریدون مشیری رک بگویم از همه رنجیده ام
- هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا اشکی در گذرگاه تاریخ
- ناتوان گذشته ام ز کوچه ها شعر جدایی فریدون مشیری
سخن پایانی درباره شعر من اینجا ریشه در خاکم
در این نوشتار شعر زیبای «ریشه در خاک از فریدون مشیری» را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی کردیم. امیدواریم از خواندن شعر زیبای «من اینجا ریشه در خاکم» نهایت لذت را برده باشید. برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، به قسمت روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاهها هستیم. همچنین فراموش نکنید که دادن ۵ ستاره میتواند انگیزهبخش ما برای ادامه دادن این راه باشد ؛)