احتمالاً شما نیز در حین جستوجو در فضای مجازی با پستها و پیامهای اینچنینی مواجه شده باشید:
- برای تربیت فرزندت این کارها را انجام بده.
- برای کاهش اضطراب از فلان راهکارها استفاده کن.
- برای دوام زندگی زناشویی با همسرت اینگونه رفتار کن.
- اگر میخواهی مردجذاب/ خانم مستقل/ همسر موفقی باشی، فلان نکات را رعایت کن.
و بسیاری از توصیههایی که معمولاً توجه ما را به خود جلب میکند و ما نیز بدون آن که از صحت محتوای آنها و و علمی بودن این توصیهها مطمئن باشیم، آنان را نقلقول کرده یا در زندگی خود پیادهسازی میکنیم. اینگونه مفاهیم و راهکارها که به مقوله «تراپی» نگاهی غیرتخصصی و غیرعلمی دارند، در حوزه روانشناسی زرد قرار میگیرند. در این مقاله از مجله اینترنتی کمپ آرامش، قصد داریم شما را با مفهوم روانشناسی زرد آشنا کرده و با ذکر چند مثال تفاوت روانشناسی زرد و روانشناسی علمی را با یک دیگر بررسی کنیم؛ بنابراین اگر میخواهید به آگاهی کاملی در این زمینه برسید و در دام روانشناسان زرد قرار نگیرید، از شما دعوت میکنیم که تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.
روانشناسی زرد چیست؟
به بیان ساده، روانشناسی زرد به مفاهیمی گفته میشود که در ظاهر شبیه به توصیههای روانشناسی علمی هستند، اما در حقیقت از اصول علم روانشناسی تبعیت نمیکنند. در دنیا به این نوع روانشناسیِ بیپایه و اساس که از تحقیقات علمی پیروی نمیکند، «Pop Psychology» به معنی «روانشناسی عامهپسند»، یا «Fake Psychology» نیز گفته میشود.
لطفاً توجه داشته باشید که مفاهیم، توصیهها و نظراتی که در روانشناسی زرد مطرح میشوند، شاید در کوتاه مدت اوضاع زندگی شما را بهتر کنند، اما در بلند مدت آسیبهای غیرقابل جبرانی بر زندگی شما به جای خواهند گذاشت.
روانشناسان زرد چه کسانی هستند؟
از آنجا که علم روانشناسی در بین مردم از محبوبیت خاصی برخوردار است، برخی از افراد بدون آنکه دانش و آگاهی کاملی در این زمینه داشته باشند، صرفاً برای جلب بازدید و توجه عموم مردم جامعه و کسب درآمد، شروع به «تولید محتوا در حوزه روانشناسی» میکنند. این گونه افراد با استفاده از تکنیکهای تبلیغات تبلیغات تأثیرگذار، کلام معجزه آسا، چرب زبانی و تملق، سعی میکنند در میان افراد نفوذ کرده و به بهانه ایجاد انگیزه و تغییرات در زندگی آنها، در ذهنشان ریشه کنند؛ این در حالی است که برخلاف تصور عموم جامعه، همین توصیههای غیرعلمیِ رواشناسی زرد به جای بهتر کردن اوضاع زندگی مردم، در بلند مدت، آثارِ به شدت مخربی بر ذهن و زندگی افراد به جای خواهند گذاشت.
علت محبوبیت روانشناسان زرد چیست؟
متأسفانه روانشاسان زرد در کشور ما – به خصوص در پلتفرم اینستاگرام – در میان مردم جایگاه ویژهای پیدا کردهاند و شوربختانه، بیش از روانشناسان علمی و متخصص، نام آشنا و محبوب هستند!!
یکی از علل محبوبیت روانشناسان زرد، «ناآگاهی مردم نسبت به مفاهیم روانشناسی» است و همین عدم شناخت نسبی به مسائل روانشناسیِ علمی سبب میشود، مردم فریب روانشناسان زرد را بخورند و پای توصیههای آنها بنشینند.
عدم آگاهی، نداشتن مطالعه کافی و ناشناخته بودن افراد و کتابهای معتبر سبب میشوند که افراد، بیشتر تحت تأثیر جملاتِ بهظاهر جذابِ روانشناسان زرد، تیترهای جنجالی و مطالب انگیزشی پستها یا حتی کتابهای زرد قرار گیرند.
از دیگر علل محبوبیت روانشناسان زرد این است که افراد نمیدانند در مواقعی که حال خوبی ندارند به سراغ چه کسانی بروند و به اشتباه، به سمت روانشناسان زرد، وبلاگها، پستها و کتابهایی میروند که به آنها انگیزه بدهد. این روانشناسانِ دروغین نیز متخصصِ دادنِ «حال خوب موقت و نپرداختن به اصل مشکلات» هستند. در حالی که افراد باید بدانند کنار گذاشتنِ معضلِ اصلی و حل نکردن اصل مشکل، پس از مدت کوتاهی، اوضاع و احوال آنها را بدتر میکند.

آثار مخرب روانشناسی زرد چیست؟
از آنجایی که افراد از مشکلات خستهاند، تلاش و تمایلی برای طی کردن دوره درمان ندارند؛ در نتیجه جذب توصیههای ساده و بهظاهر میانبرگونهی روانشناسان زرد میشوند.
در این راستا، شما دوست عزیز باید بدانید که تغییر بسیار دردناک است. اگر تصور میکنید عمری است که زندگی را به خطا و با دردی مزمن طی میکردهاید و احساس میکنید امروز، روز تغییر شماست، باید دردِ حادِ ناشی از تغییر را بچشید تا آن درد مزمن را تا آخر عمر به همراه خود نداشته باشید. اما اگر بخواهید بیدرد باشید و به جای مراجعه به متخصص، به سمت روانشناسان زرد بروید، مانند این است که یک داروی دروغین و یا مسکننما را بخورید و توقع داشته باشید حالتان بهتر شود. ناگفته نماند که طبیعتاً چون راه درستی را انتخاب نکردهاید، نتیجه این رفتار، در قالب سرخوردگی، افسردگی و درماندگی بروز خواهد کرد.
بهعبارت بهتر، «فرورفتن در باتلاق روانشناسان زرد» نه تنها به فرد ضربه خواهد زد، بلکه وجههی روانشناسان علمی و متخصصان را نیز در میان مردم خدشهدار میکند و افراد تمایلی به درمان توسط دیگر روانشناسان واقعی نیز نخواهند داشت و آن را بیفایده میدانند.
تفاوت روانشناسی زرد و روانشناسی علمی چیست؟
قبل از بررسی تفاوت روانشناسی زرد و علمی ابتدا با ذکر چند مثال ذهن شما را برای درک این تفاوتها آماده میکنیم:
| روانشناسی علمی | روانشناسی زرد |
| تمام احساسات تو با ارزشاند، به جای مثبت نگاه کردن، واقعبین باش و احساساست را بپذیر. | مثبت باش و سعی کن فقط نکات مثبت را ببینی. |
| حتی بهترین رابطهها هم روزهای خوب و بد دارند؛ چالش همیشه هست. | رابطه فقط برای آرامش است. اگر رابطهای آرامشت را به هم ریخت، رهایش کن. |
| تأثیر برخی زخمها ممکن است تا مدتها بر روان شما باقی بماند و همیشه قرار نیست تو را قویتر کند. | زخمی که تو را نکشد، قویترت میکند. |
| هر انسانی داستان زندگی خودش را دارد، زندگی ما با دیگران قابل مقایسه نیست. | خیلیها در وضعیت بدتری از تو قرار داشتند اما موفق شدند. |
| کنترل خیلی مسائل از دست تو خارج بوده؛ پس تو مقصر نیستی. | ذهنت را ثروتمند کن، تو مقصر این وضعیتی که داری هستی. |
| زندگی مسابقه نیست که بخواهیم از دیگران جلو بزنیم. ما جوری زندگی میکنیم که خودمان راضی باشیم. | به همه ثابت کن که از همه آنها بهتری. |
| استراحت کردن و خوابیدن جزئی از موفقیت است. | وقتی تو خوابی، یک نفر سخت در حال تلاش است تا از تو جلو بزند. |
| تلاش کردن و خواستن برابر با رسیدن نیست. عوامل زیادی بر دستیابی به موفقیت تأثیر میگذارند؛ مانند خانواده و جامعه و … | خودت باید بخواهی، اگر موفق نیستی و به چیزی که میخواستی نرسیدی بخاطر این است که خودت نخواستی و تلاش نکردی. |
در ادامه این مقاله به بررسی 6 تفاوت روانشناسی زرد و روانشناسی علمی میپردازیم تا با آگاهی از این تفاوتها در دام روانشناسان زرد قرار نگیرید.
- روانشناسی زرد بیپایه و اساس است و مبنای علمی ندارد.
- روانشناسی زرد تنها سبب مسئولیت گریزی میشود.
- روانشناسی زرد برای همه افراد یک نسخه میپیچد.
- روانشناسان زرد با وابستهکردن مراجعهکننده به خود، کسب درآمد میکنند.
- آنها از تستهای غیربالینی و بدون کاربرد استفاده میکنند.
- روانشناسان زرد معمولاً وعده درمان سریع و کوتاهمدت میدهند.

بی پایه و اساس بودن روانشناسی زرد
همانطور که اشاره کردیم، اصلیترین و اساسیترین تفاوت روانشناسی زرد و روانشناسی علمی، بی پایه و اساس بودن روانشناسی زرد است. برای مثال، نظریاتی مانند قانون طلایی ثروت و یا قانون جذب، که روانشناسان زرد مدام به آنها اشاره میکنند، در دستهی نظریاتِ بدون پشتوانه علمی قرار میگیرند، در حالی که روانشناسان زرد تلاش میکنند این نظرات را به اندیشمندان و روانشناسان بزرگ نسبت دهند تا در ظاهر همه چیز را علمی نشان داده و سخنرانیهایشان را برای مردم باورپذیر کنند.
برداشتن مسئولیت ها از دوش مراجعه کننده
در قدم اول یک درمانگر و روانشناس واقعی باید فرد را متوجه مسئولیتهایی کند که برعهده او هستند؛ مثلا فرد باید بداند که دلیل اصلی موفقیت او، خودش است اما از آن جایی که احساس مسئولیت، برای انسانها اضطراب و رنج را به همراه میآورد، افراد ترجیح میدهند به دنبال یک دستاویز باشند و مسئولیتهایشان را بر عهده کسی یا چیزی غیر از خودشان بیاندازند. در اینجاست که روانشناسان زرد همه چیز را بر عهده قدرتهای ماورائی، کارما و کائنات میگذارند. این دور شدن از مسئولیت برای لحظاتی حال شما را بهتر میکند و سبب میشود به آرامش کوتاه مدتی دست یابید، در صورتی که مشکل مسئولیت گریزی و دیگر مسائل اصلی شما نه تنها بهتر نمیشنود، بلکه بدتر نیز خواهند شد.
در نظر نگرفتن تفاوتهای فردی در روانشناسی زرد
دیگر تفاوت روانشناسی زرد و روانشناسی علمی این است که روانشناسان زرد مدام به ارائه راهکار میپردازد و این روشها و راهکارها را به همه افراد جامعه تعمیم میدهند؛ در حالی که برای همه ما روشن است که نمیتوان برای همه افراد، یک راهکار ارائه داد و یک نسخه پیچید!
یک متخصص و روانشناس واقعی، گذشته افراد، روحیات، ساختارهای روانی، تفاوتهای سیستم زناشویی و خانوادگی فرد را در نظر میگیرد و پس از آنکه مراجعه کننده را به سلامت روحی و روانی رسانده و سطح اضطراب و استرس او را تا حد نرمالی پایین آورد، به مرحله ارائه راهکار میرسد.

وابسته شدن مراجعه کننده به روانشناس زرد
روانشناسان زرد عموما افراد را جذب شخصیت یا رفتارهای اغواگرایانه خود میکنند تا مراجعه کننده را پس از گذشت مدتی وابسته خود کنند. در این حالت مراجعه کننده بدون وجود روانشناس زرد به سلامت روانی و حال خوب نمیرسد و به جلسات و مراجعات خود ادامه میدهد و در نتیجه همین امر روانشناس زرد به هدف اصلی خود، یعنی کسب درآمد بیشتر میرسد. در حالی که تمام تلاش یک روانشناس و درمانگر واقعی این است که پس از مدتی مراجعه کننده را به شخصیت مستقلی تبدیل کند تا بتواند امور روزمره، روابط و خلق خودش را مدیریت کند.
تست های غیربالینی و بدون کاربرد در روانشناسی زرد
دیگر تفاوت روانشناسی زرد و روانشناسی علمی در این است که در علم روانشناسی، تستهای معتبر و بالینی صرفا 5 تا 10 درصد در روند درمان و مشاوره موثر و کمککننده هستند. درحالی که روانشناسان زرد، مدام تستها و پرسشنامههای بسیاری را در اختیار شما قرار میدهند تا در نهایت ویژگیها و صفتهایی را به شما نسبت دهند که نه تنها هیچ کمک به شما نمیکنند بلکه با چسباندن این لیبلهای مختلف، سبب مسئولیت گزیری فرد مقابل میشوند.
وعده درمان کوتاه مدت در روانشناسی زرد
در حالی که برای رفع برخی اختلالات و مشکلات، به جلسات و دوره تراپی طولانی مدتی نیاز است تا متخصص بتواند به تشخیص درستی دست یافته و روند درمان را شروع کند؛ برخی روانشناسان زرد ادعا میکنند که میتوانند در یک جلسه مشکل شما را حل کنند. طبیعتا وعده تشخیص و درمان تنها در یک روز کاملا غیرواقعی به نظر میرسد و نباید به چنین افرادی اعتماد کرد.
سخن پایانی
امیدواریم مطالعه این مقاله آموزشی با موضوع «آشنایی با روانشناسی زرد و تفاوت آن با روانشناسی علمی» برای شما مفید بوده باشد و به پاسخ سؤالات ذهنی خود رسیده باشید. پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاههای انتهای همین صفحه خواهیم بود.
اگر تصور میکنید که مطالعه این مقاله برای دوستانتان نیز مفید خواهد بود، لینک این صفحه را با آنها به اشتراک بگذارید. همچنین، خوشحال که میشویم که میزان رضایت خود از این پست را با دادن امتیاز (ستاره) به آن نشان دهید.