احتمالاً شما نیز با مشکل کمبود وقت مواجه شدهاید و نمیتوانید بهصورت درست برنامه ریزی کنید. در این مقالهی آموزشی از مجله اینترنتی کمپ آرامش به مقوله مشکلات برنامه ریزی میپردازیم و از دیدگاهی متفاوت سؤالاتی از قبیل:
- چرا درست به برنامه عمل نمیکنم؟
- چرا زمانبندی مناسبی ندارم و به کارهایم نمیرسم؟
- چرا شروع انجام کارها برایم سخت است؟
- چطور میتوانیم یک برنامه ریزی واقع بینانه داشته باشیم؟
- بایدها و نبایدهای نوشتن لیست انجام کارها (to do list) چیست؟
را مورد بررسی قرار داده و به آنها پاسخ میدهیم. شما پس از مطالعه کامل و دقیق این نوشتار حتماً به پاسخ این سوالات خواهید رسید. لطفاً تا انتها با ما همراه باشید.
مشکل اول در برنامه ریزی : عدم توجه به چرایی انجام کارها
مشکلات برنامه ریزی از آنجایی شروع میشود که ما انسانها قبل اقدام به انجام هر کاری «چرایی انجام آن کار» را برای خودمان مشخص نمیکنیم و به جای آن صرفاً بر روی «چگونه انجام دادن؟» و «چه کاری انجام دادن؟» تمرکز میکنیم. بهعنوان مثال، با این مشکل مواجه میشویم که «چرا به ورزش کردن نمیرسم؟» در صورتی که اول باید از خود بپرسید «چرا میخواهم ورزش کنم؟»
همیشه لیست انجام کارها و To Do List را پر از «کارها» و «چگونه انجام دادنها» میکنیم در صورتی که مسیر کمی متفاوت است!

مشکل دوم در برنامه ریزی : نرسیدن به خودشناسی و عدم توجه به تفاوت های فردی
یکی دیگر از مشکلات برنامه ریزی این است که متأسفانه نمیدانیم که برنامهریزی یک فرایند «فرد محور» است و برای هر فرد با فرد دیگر کاملا متفاوت است. باید به این نکته توجه ویژه داشته باشیم که هر کس ارزشها، طرز فکر، استراتژی و راهبردهای متفاوتی برای زندگی خود دارد و حتی ظرف نیازهای ما انسانها نیز با يکديگر متفاوت است.
اشتباه ما انسانها این است که در قرن 21 ام برای همه انسانها یک نسخه میپیچیم! بهعنوان مثال، از آنها میخواهیم صبحِ روزِ شنبه (اولین روز هفته) ساعت 9 صبح، بعد از بیدار شدن از خواب، اصطلاحاً «اول قورباغههایشان را قورت دهند» و روزشان را از سختترین کار شروع کنند؛ در صورتی که لزوماً همهی انسانها اول صبح از سطح انرژی بالایی برخوردار نیستند و فیزیولوژی و ساعت بدن همه افراد با هم متفاوت است!
در همین رابطه: «چگونه صبح زود بیدار شویم و سرحال باشیم؟ – 7 نکته طلایی برای سحرخیزی»
پس لازم است با مقوله «مدیریت انرژی» آشنا باشیم و بدانیم چه تایمی از روز سطح انرژی بالاتری داریم و میتوانیم کارهای سخت را انجام دهیم و چه تایمی از روز سطح انرژی ما پایین میآید و آن تایم را لازم است به کارهای آسانتر یا سبکتر اختصاص بدهیم.

به عبارت دیگر برنامهریزی از «خودشناسی» نشأت میگیرد. منظور از خودشناسی این است که:
- ارزشهایمان را پیدا کنیم.
- باورهای غیرعقلانیمان را بشناسیم.
- طرز فکر پویا را در خود توسعه دهیم و…
بعد از آن میتوانیم وارد حوزه برنامهریزی شویم. در غیر این صورت تا پایان عمر باید منتظر همان شنبهای باشیم که هیچوقت نخواهد آمد!
مشکل سوم در برنامه ریزی : ناتوان بودن در مدیریت زمان و واقع بین نبودن
یکی دیگر از موانع و مشکلات برنامه ریزی که باعث میشود به کارهایمان نرسیم، این است که در برنامهریزی، تایم مناسبی را برای انجام کارها انتخاب نمیکنیم. بهعنوان مثال، برای انجام کاری که ممکن است 5 ساعت از وقتمان را بگیرد، در لیست انجام کارهایمان برای آن کار، تنها 1 ساعت را در نظر میگیریم.
برای حل این مشکل لازم است «واقعبین» باشیم. البته این که صرفاً به افراد توصیه کنیم «باید واقع بینانه به امور نگاه کنید» کافی نیست و مشکلی حل نمیشود، بلکه باید بدانیم چه عوامل درونی باعث میشود نگاه واقع بینانهای نداشته باشیم؟

عواملی که سبب میشود دید واقعبینانهای نداشته باشیم و در نتیجه در برنامهریزی خود با شکست روبهرو شویم، میتواند:
- کمالگرایی
- ترس
- رفتارهای خود تخریبگر
- محیط پیرامون
و موارد دیگری باشد؛ اما یکی از دلایل جالب در پاسخ به این که چرا نمیتوانیم دیدی واقعبینانه داشته باشیم؟ این است که مغر انسان دقیقاً مانند یک سوپر کامپیوتر عمل میکند. اگر به کامپیوترها دقت کرده باشید، دارای یک فن هستند که باید گرما را کاهش دهند تا به سیستمشان آسیبی نرسد. مغز انسان نیز اگر از یک درصدی بیشتر از آن کار بکشیم، شروع به آلارم دادن میکند تا مبادا آسیبی ببیند!
احتمالاً این جمله را شنیده باشید که «مغز انسانها برای بقا طراحی شده است، نه موفقیت!» در واقع سیستم دفاعی و مغز قدیم ما که در پسِ سرمان قرار دارد، تماماً در پی نیاز به بقاست؛ بهعبارت بهتر، مغز ما صرفاً میخواهد زنده بمانیم و هدف دیگری ندارد! در نتیجه قبل از آن که بخواهیم اقدام به انجام کاری کنیم، مغزمان شروع به بزرگنمایی و یا کوچکنمایی میکند و این قضیه همان موقعی احساس میشود که به خود میگوییم: «فلان کار صرفاً دو دقیقه وقتم را میگیرد» در صورتی که در عمل خیلی بیش از اینها به زمان احتیاج دارید.
لازم است بدانید «قانون مغز در جهت بقا این است که در نهایت شما را به سمت شکست پیش ببرد تا دیگر سراغ آن کار نروید!»
دید واقعبینانه داشتن فقط در این خلاصه میشود که بدانیم لازم است امروز چه گام کوچکی از مسیر اهداف بزرگ را برداریم؟ به طور مثال به جای برنامهریزی برای به هدف رساندنِ پایاننامه در 4 ماه، اکنون برای جمعبندی فصل اول پایاننامه در یک هفته برنامهریزی کنیم.
علت سختی شروع انجام کارها
علاوه بر عوامل بازدارندهای مثل ترس از شکست، در تضاد بودن با باورهای درونی و… «قانون اینرسی» یا «لَختی» نیوتون نیز در درون ما انسانها وجود دارد. طبق این قانون، ما انسانها نیز تمایل داریم به همان روال سابق به مسیر زندگی خود ادامه دهیم؛ در نتیجه به انرژی اولیه زیادی برای شروع یک کار جدید نیازمندیم.
همانطور که یک موشک برای پرتاب به فضا، انرژیِ اولیهی زیادی نیاز است اما پس از این که وارد سطح دیگری از اتمسفر میشود شرایط تغییر میکند، ما انسانها نیز پس از پشت سر گذاشتن فشار اولیهی شروع یک کار ادامه مسیر برایمان راحتتر میشود. این، همان سرفصلی است که تحت عنوان «تکانش» در کتاب «اثر مرکب» نوشتهی «دارن هاردی» به بحث و بررسی گذاشته شده است!

برای نوشتن یک To Do List عالی باید به چه نکاتی توجه کنیم؟
همانطور که تاکنون به آن اشاره کردیم، در ابتدا حتماً باید به «چرایی انجام کارها»، «ارزشهای شخصی» و «خودشناسی» رسیده باشیم، سپس میتوانیم وارد مرحله «نوشتن برنامه روزانه» یا «لیست کردن کارها» برسیم. قبل از مطرح کردن این سوال که آیا «TO DO LIST» بنویسیم یا خیر؟ لازم است بدانید 3 مرحله دیگر را باید برای خود مشخص کنید.
اولین مرحله و اولین لیست To Be List است. یعنی من باید بدانم که امروز میخواهم چگونه انسانی باشم؟ و قرار است کدام یک از ارزشهایم را زندگی کنم؟
دومین مرحله To Feel List است. یعنی لازم است احساساتم را بشناسم و بدانم امروز چه احساساتی را میخواهم تجربه کنم؟ متأسفانه بسیاری از ما انسانها دایره فقیری از لیست احساساتمان را میشناسیم و هیچ دقتی در شناسایی احساسات نداریم؛ در نتیجه هر چه دیتاهای مبهمی بدهیم، خروجی مبهمی نیز دریافت میکنیم.
در نهایت To Do List یا لیست انجام کارهایمان باید در وقف دو لیست قبلی باشد. یعنی «چه کارهایی انجام بدهم؟» که به «چگونه بودن؟» و «چه احساسی داشتنم؟» کمک کند. بهعنوان مثال، اگر طبق لیست قرار است کتاب بخوانم، دانستن این نکته که به «چگونه بودنم» کمک خواهد کرد، سبب میشود آن کار را به صورت اتوماتیک انجام دهیم. همانطور که برای هر روز غذا خوردن to do list نداریم و یک روتین ریشهای است، اگر بدانیم چرا میخواهیم یک کتاب را بخوانیم یا پادکستی را بشنویم، دیگر حتی نیازی به نوشتن و لیست کردن آن نداریم.

لینک مقالات تکمیلی:
- 3 قانون اساسی برنامه ریزی و پایبندی به برنامه (+)
- برای هر مشکل چه کتابی بخوانیم؟ – معرفی 16 کتاب برای 16 مشکل (+)
سخن پایانی
در کل کلید حل همه این مشکلات برنامه ریزی، داشتن تجربه یک زندگی آگاهانه و دانستن این مسئله است که در نهایت قرار است به چه چیزی برسیم. همچنین مرورکردن خواستهها و ارزشهایمان نیز به ما کمک میکند تا به برنامههایمان پایبند باشیم.
امیدواریم نکاتی که در رابطه با مشکلات برنامه ریزی و مدیریت زمان اشاره شد برای شما مفید بوده باشد. اگر میدانید مطالعه نکات فوق میتواند برای دوستان شما نیز مفید و کاربردی باشد، پیشنهاد میکنیم لینک این صفحه از مجله اینترنتی کمپ آرامش را با آنان به اشتراک بگذارید. همچنین خوشحال میشویم شما خوانندگان گرامی، نظرات و پیشنهادات خود را در قسمت دیدگاههای انتهای همین نوشتار با ما به اشتراک بگذارید.