فروغ الزمان فرخزاد یکی از محبوبترین و برجستهترین شاعران زن معاصر است که در دی ماه ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. او زنی بود با اندیشهای فراتر از زمان و مکان خود که همواره دغدغه آزادی زنان را داشت. فرخزاد به صورت خودجوش و بدون تعلیم، قدم در عرصهی ادبیات گذاشت و اشعاری زیبا و تأثیرگذاری را در طی زندگی بسیار کوتاه و پرفراز و نشیب خود سرود.
در این پست از مجله اینترنتی کمپ آرامش «شعر دعوت از فروغ فرخزاد؛ بیا دنیا نمی ازرد به این پرهیز و این دوری» را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی میکنیم. لطفاً با ما همراه باشید.
متن شعر بیا دنیا نمیارزد به این پرهیز و این دوری
تو را افسون چشمانم ز ره بردهست و میدانم
چرا بیهوده میگویی دل چون آهنی دارم؟
نمیدانی؟ نمیدانی که من جز چشم افسونگر
در این جام لبانم باده مرد افکنی دارم؟
.
چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز آغوشم؟
از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی!
نمیترسی؟ نمیترسی که بنویسند نامت را
به سنگ تیره گوری شب غمناک خاموشی؟
.
بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری ❤️
فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را
لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می
چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را!!!
.
تو را افسون چشمانم ز ره بردهست و میدانم
که سر تا پا به سوز خواهشی بیمار می سوزی؛
دروغ است این اگر پس آن دو چشم راز گویت را
چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی؟؟
(شعر دعوت از فروغ فرخزاد)
دیگر اشعار فروغ فرخزاد
- آه ای مردی که لبهای مرا – شعر نقش پنهان از فروغ فرخزاد
- شعر زندگی فروغ فرخزاد – آه ای زندگی منم که هنوز
- نغمه هایت با دل من آشناست از فروغ فرخزاد
- به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد از فروغ فرخزاد
امیدواریم که از شنیدن این شعر زیبا و عاشقانه نهایت لذت را برده باشید؛ اگر از «شعر بیا دنیا نمی ازرد به این پرهیز و این دوری» خوشتان آمده است؛ میتوانید این پست را با دوستانتان در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید.
برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
همچنین کامنتهای شما دلگرمی بزرگی برای ادامه فعالیت ما خواهد بود. برکت باشد 🙂