حامد عسکری، شاعر و غزل سرای ایرانی و از هنرمندان ادبی معاصر است که در خرداد سال ۱۳۶۱ در شهر بم چشم به جهان گشود. آوازهی نام و اشعار زیبای این شاعر جوان بر سر زبان هاست. اشعار حامد عسکری معمولاً در قالب غزل سروده شده و مضامین عاشقانه دارند. ما نیز قصد داریم تا در این پست از مجله اینترنتی کمپ آرامش، شعر «ای دلبریت دلهره حضرت آدم» از حامد عسکری را تقدیم نگاه شما خوانندگان عزیز میکنیم. با ما همراه باشید.
متن کامل شعر هر ماه ته چاه نشد حضرت یوسف
ای دلبریت دلهره حضرت آدم
پلکی بزن و دلهره ام باش دمادم
پلکی بزن از پلک تو الهام بگیرم
تا کاسه تنبور و سه تاری بتراشم
هر ماه ته چاه نشد حضرت یوسف
هر باکره ای هم نشود حضرت مریم
گاهی غزلم! گم شدن رخش بهانست
تهمینه شود همدم تنهایی رستم
تهمینه شود بستر لالایی سهراب
تهمینه شود یک غم تاریخی مبهم
تهمینه ی من! ترس من این است نباشد
باب دلت این رستم بی رخش پر از غم
این رستم معمولیه ساده که غریب است
حتی وسط ایل خودش در وطنش: بم
ناچاری از این فاصله هایی که زیادند
ناچاری از این مردن تدریجی کم کم
هرجا بروم شهر پر از چاه و شغاد است
بگذار بمانم که فدای تو بگردم
من نارون صاعقه خورده، تو گل سرخ
تو سبز بمان من به درک من به جهنم
(ای دلبریت دلهره حضرت آدم – حامد عسکری)
دیگر اشعار حامد عسکری:
- شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد حامد عسکری
- شعر رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد از حامد عسکری
- با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه حامد عسکری
- شعر مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر حامد عسکری
سخن پایانی درباره شعر ای دلبریت دلهره حضرت آدم
در این نوشتار شعر زیبای «ای دلبریت دلهره حضرت آدم» از «حامد عسگری» را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی کردیم. امیدواریم از خواندن این شعر زیبا و عاشقانه نهایت لذت را برده باشید. برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، به قسمت روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاهها هستیم. همچنین فراموش نکنید که دادن ۵ ستاره میتواند انگیزهبخش ما برای ادامه دادن این راه باشد ؛)