شفیعی کدکنی در ۱۹ مهر ۱۳۱۸ در روستای کدکن از خراسان در خانوادهای اهل علم دیده به جهان گشود. ایشان در دانشگاه تهران در رشتهی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد. استاد شفیعی کدکنی در سبک شعری متفاوت، با استفاده از تصاویر شاعرانه و زبان پرمحتوا، احساسات و ایدههای خود را به تصویر میکشید و به دلیل استعداد شعرنویسی و غنای ادبیاتی خود، به یکی از شاعران برجسته ایران تبدیل شده است. در این پست از مجله اینترنتی کمپ آرامش شعر دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم از شفیعی کدکنی را تقدیم نگاه شما عزیزان میکنیم. لطفا با ما همراه باشید.
متن کامل شعر دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایه ی دیوار
گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو من سوخته در دامن شب ها
چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهری ات ای گل که درین باغ
چون غنچه ی پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
(دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم – محمدرضا شفیعی کدکنی)
دیگر اشعار استاد شفیعی کدکنی
- شعر بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی از محمدرضا شفیعی کدکنی
- شعر در کوی محبت به وفایی نرسیدیم از محمدرضا شفیعی کدکنی
سخن پایانی درباره شعر دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
در این نوشتار «شعر دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم از شفیعی کدکنی» به شما عزیزان تقدیم شد و امیدواریم از خواندن این شعر زیبا نهایت لذت را برده باشید. پذیرای نظرات شما خوانندگان گرامی در قسمت دیدگاههای انتهای این نوشتار خواهیم بود.
برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، بر روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاهها هستیم. همچنین فراموش نکنید که دادن ۵ ستاره میتواند انگیزهبخش ما برای ادامه دادن این راه باشد ؛)
باسلام
شفیعی کدکنی در ۱۹ مهر ۱۳۱۸ در روستای کدکن از خراسان در خانوادهای اهل علم دیده به جهان گشود و هنوز در قید حیات هستند
متن صفحه اصلاح شد. با تشکر از دیدگاه ارزشمند شما.