محمدرضا شفیعی کدکنی (۱۳۲۴-۱۳۸۷) شاعر، نویسنده و مترجم برجسته ایرانی بود. ایشان در تهران متولد شد و در دانشگاه تهران در رشتهی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد. استاد شفیعی کدکنی در سبک شعری متفاوت، با استفاده از تصاویر شاعرانه و زبان پرمحتوا، احساسات و ایدههای خود را به تصویر میکشید و به دلیل استعداد شعرنویسی و غنای ادبیاتی خود، به یکی از شاعران برجسته ایران تبدیل شده است. در این پست از مجله اینترنتی کمپ آرامش شعر در کوی محبت به وفایی نرسیدیم از شفیعی کدکنی را تقدیم نگاه شما عزیزان میکنیم.
متن کامل شعر در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
رفتیم از این راه و به جایی نرسیدیم
هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت
چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم
با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز
چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم
گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات
چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم
بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز
هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم
ای خضر جنون! رهبر ما شو که در این راه
رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم
(شعر در کوی محبت به وفایی نرسیدیم – شفیعی کدکنی)
دیگر اشعار استاد شفیعی کدکنی
- شعر بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی از محمدرضا شفیعی کدکنی
- شعر دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم از محمدرضا شفیعی کدکنی
سخن پایانی درباره شعر در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
در این نوشتار «شعر در کوی محبت به وفایی نرسیدیم از محمدرضا شفیعی کدکنی» به شما عزیزان تقدیم شد و امیدواریم از خواندن این شعر زیبا نهایت لذت را برده باشید. پذیرای نظرات شما خوانندگان گرامی در قسمت دیدگاههای انتهای این نوشتار خواهیم بود.
برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، بر روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاهها هستیم. همچنین فراموش نکنید که دادن ۵ ستاره میتواند انگیزهبخش ما برای ادامه دادن این راه باشد ؛)