سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار»، شاعری ایرانی بود. او اهل تبریز بود و به زبان ترکی آذربایجانی و فارسی به سرایش اشعار مختلفی پرداخته است. شهریار در سرودن گونههای دگرسان شعر مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی نیز دستی بر آتش داشت. یکی از اشعار زیبا و معروف این شاعر نامی، «سرباز جهاد» است که با مطلع «مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم» آغاز میشود. این شعر با نام «وداع میکده» نیز در بین اهالی ادبیات نیز شناخته میشود. در این پست از مجله کمپ آرامش قصد داریم که این شعر زیبا را تقدیم نگاه شما عزیزان کنیم. لطفاً با ما همراه باشید.
شعر سرباز جهاد من و از جبهه احرار از شهریار
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستـــانه در این گوشه ی میخانه بمیرم
درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سر شانه بمیرم
میخانه به دور سر من چرخد و اینم
پیمان که به چرخیدن پیمانه بمیرم
من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم
شمعی و طواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من و پروانـه بمیرم
من در یتیمم صدفم سیــنه دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم
کو نی زن میخانه بگو جان به لب آور
تا با تب و لب بر لب جانانه بمیرم
آن سلسله ی زلف که زنار دلم بود
در گردنم آویز که دیوانه بمیرم
ایـن دیر مغان ته چک ایران قدیم است
اینجاست که من بی چک و بی چانه بمیرم
در زندگی افسانه شدم در همه آفـاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
در گوشه ی کاشانه بسی سوختم اما
آن شمع نبودم که به کاشانه بمیرم
سرباز جهادم من و از جبهه ی احرار
انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم؟!
(شعر بیگانه شمردند مرا در وطن خویش از شهریار)
حرف آخر؛ بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
در این پست، شعر زیبای «مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم» از «شهریار» را تقدیم نگاه شما خوانندگان گرامی کردیم. امیدواریم از خواندن این شعر زیبا و عارفانه نهایت لذت را برده باشید. برای خوانش شعرهای بیشتر میتوانید از منوی بالا وبسایت کمپ آرامش، به قسمت روی دستهی شعر کلیک کنید، یا اینکه تمامی اشعار برگزیدهی کمپ آرامش را در سه دستهبندی:
مشاهده نمایید.
پذیرای نظرات و پیشنهادات شما در قسمت دیدگاهها هستیم. همچنین فراموش نکنید که دادن ۵ ستاره میتواند انگیزهبخش ما برای ادامه دادن این راه باشد ؛)
درود و تحیات الهی،
اشعار فوق بسیار عالی و دلنشین بود، استفاده کردم،
سپاس از شعرا ، روحشان شاد ، یادشان گرامی باد.
ارادتمند اکبرنژاد گیلانی
سلام ودرود بر شما
سرگذشت همه ما گوشه ای از این شعر استاد
هم خوانی دارد اما در عجبم که چرا استاد
نام آزادی را مرگ گفته حتمآ حکمتی بوده که استاد
چیزی را درک کرده و من هنوز نتوانستم آن را پیدا کنم